شیخ ازل سعدی شیرن سخن

خرید بک لینک

امکانات وب

فقیهی بر افتاده مستی گذشت

به مستوری خویش مغرور گشت

ز نخوت بر او التفاتی نکرد

جوان سر برآورد کای پیرمرد

تکبر مکن چون به نعمت دری

که محرومی آید ز مستکبری

یکی را که در بند بینی مخند

مبادا که ناگه درافتی به بند

نه آخر در امکان تقدیر هست

که فردا چو من باشی افتاده مست؟

تو را آسمان خط به مسجد نبشت

مزن طعنه بر دیگری در کنشت

ببند ای مسلمان به شکرانه دست

که زنار مغ بر میانت نبست

نه خود میرود هر که جویان اوست

به عنفش کشان میبرد لطف دوست

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۶ساعت 9:12&nbsp توسط ایمان شریفی |


شیخ بهایی...

ما را در سایت شیخ بهایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 204 تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 11:56

صفحه بندی